الشيخ عباس القمي
114
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
منتصر در صدد قتل او بر آمد و چند نفر از غلامان خاصّ متوكّل را براى كشتن او معين كرد . در شب چهار شنبهء سوم يا چهارم اين ماه در حالى كه متوكّل مشغول شرب خمر بود بر او ريختند و خونش بريختند . « 1 » و حضرت امير المؤمنين عليه السلام در اخبار غيبيّهء خود اشاره به او كرده در آنجا كه فرموده : « وَعاشِرُهم أكفَرُهم يقتله أخصّ الخلق « 2 » به » . « 3 » متوكّل مردى خبيث السيره و بد سريره - و چنانچه امير المؤمنين فرموده - « أَكفَرِ آل عباس » بوده و با آل ابوطالب سخت دشمنى مىكرد . ابوالفرج نقل كرده كه : عمر بن فرج را والى مدينه و مكه كرده بود . عمر منع كرد مردم را از احسان با آل ابوطالب و سخت در عقب اين كار شد ، به حدّى كه اگر خبر مىرسيد به او كه يكى احسانى كرده به ايشان اگر چه به چيز كمى بوده او را عقوبت مىكرد . لاجرم مردمان دست از رعايت ايشان برداشتنند و به حدّى كار بر ايشان سخت شد كه تمام لباسهاى زنهاى علويّات ، كهنه و پاره شده بود و يك لباس درست نداشتند كه نماز در آن بخوانند ، مگر يك پيراهن درست كه براى ايشان بود . هرگاه مىخواستند نماز بخوانند يك يك به نوبت آن پيراهن را مىپوشيدند و نماز مىخواندند و چون هر يك فارغ مىشد ، بيرون مىكرد و به ديگرى مىداد و خود به چرخ ريسى مىنشست و پيوسته به اين عُسرت روزگار گذرانيدند تا متوكّل هلاك شد . « 4 » و هم از كارهاى متوكّل آن بوده كه منع كرد مردم را از زيارت قبر امام حسين عليه السلام و زيارت امير المؤمنين عليه السلام و همت خود را بر آن گماشت كه آثار قبر مطهر حسينى را
--> ( 1 ) . رك : فوات الوفيات ، ج 1 ، ص 290 ، ش 103 « المتوكل العبّاسي » . ( 2 ) . مصدر : « اخصهم » به جاى « اخص الخلق » . ( 3 ) . مناقب آل أبي طالب ، ج 2 ، ص 109 ؛ بحار الأنوار ، ج 41 ، ص 322 . ( 4 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 396 .